تبلیغات
نقطه چین تا خدا - سوال: چرا پیامبر زنهای متعدد داشت و چرا در اسلام مرد میتواند چهار همسر بگیرد

نقطه چین تا خدا

♥ الا بذکــر الله تطمئن القلوب ♥

سوال: چرا پیامبر زنهای متعدد داشت و چرا در اسلام مرد میتواند چهار همسر بگیرد


سوال: چرا پیامبر زنهای متعدد داشت و چرا در اسلام مرد میتواند چهار همسر بگیرد؟

جواب:
به نام خداوند مهربان


مشکل اینجاست که ما چون با دیده امروزی به مسایٔل نگاه میکنیم فکر میکنم همیشه همه یک زن میگرفتند و بعد اسلام آمد و گفت یکی نگیرید چهارتا بگیرید! بلکه برعکس در طول تاریخ قبل از نازل شدن قران ازدواج بی حد و حصر بوده و قران بر خلاف باور امروز, آمد و ازدواج را محدود کرد یعنی برای آنهایی که امکاناتش را داشتند حسابی در این مورد وجود نداشته و اتفاقا قران تنها کتاب دینی در دنیاست که توصیه کرده که یک زن بگیرید (فَوَاحِدَةً). البته بله اجازه داده شده که مرد تا چهار زن میتواند بگیرد اما باید دید در چه شرایطی٫ با چه کسانی و برای چه منظوری؟ آیا اگر پزشک جراحی برای جلوگیری از خطری بزرگتر یکی از اندام بیمار را قطع کند٫ عمل او خیانت حساب میشود یا خدمت؟

اما قبل از آن, دوباره تأکید میکنم که در هیچ کتاب دینی در دنیا مانند قران توصیه نشده:
فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً
که اگر نمیتوانید عدالت کنید پس یک زن بگیرید
(سوره النساء آیه ۳)


چه در کتاب «وداها» یا «رامایانا» و یا «بهگود» و یا کتاب «گیتا» و یا کتاب مقدس یهودیان «تلمود» و یا چه در کتاب مقدس مسیحیان شما محدودیتی در مورد ازدواج نخواهی یافت. پیروان این کتاب ها میتوانند بی شمار ازدواج کنند٫ و همین چند قرن پیش بود که کشیش ها و متولیان این دین ها خودشان ازدواج را محدود کردند نه کتابشان. و در کتاب مقدس آمده که سلیمان بیش از ۷۰۰ تا زن داشت!

اما آنچه در قران در مورد ازدواج متعدد آمده, مانند مسایٔل دیگر امروزی بد فهمیده شده زیرا به آیات قبل و بعد توجهی نشده که موضوع آیات حل مسئله سرپرستی یتیمان است، نه حل مشكل جنسی مردان زیاده طلب.

وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَىٰ فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ ۖ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَلَّا تَعُولُو
اگر نگران شدید از اینكه نمی‌توانید درباره یتیمان عدالت را برقرار كنید، پس می‌توانید با زنانی‌كه خوشایند شماست نكاح (ازدواج) كنید؛ دو تا، سه‌تا و چهارتا. پس اگر ترسیدید كه نمی‌توانید عدالت كنید، پس به یكی اكتفا نمائید، یا آنچه در اختیارتان است. این شیوه نزدیكتر است به اینكه كجروی نكنید.
(سوره النساء آیه ۳)


همینطور که از خود آیه پیداست آیه کامل نیست بلکه ادامه آیه قبلش است. حالا برمیگردیم به آیه قبل تا موضوع روشن شود:

وَآتُوا الْیَتَامَىٰ أَمْوَالَهُمْ ۖ وَلَا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِیثَ بِالطَّیِّبِ ۖ وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَىٰ أَمْوَالِكُمْ ۚ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِیرًا
دارائی یتیمان را به خودشان بدهید، اشیاء مرغوب آنها را با چیزهای نامرغوب جابجا نكنید و اموال آنها را به سوی اموال خودتان نكشید كه نزد خدا این كارها گناهی بس بزرگ است"
(سوره النساء آیه ۲)

همانطور كه ملاحظه می‌كنید، یك سره سخن از حقوق یتیمان است و هشدار از اینكه مبادا میراث كودكانی را كه قدرت دفاع از حقوق خود ندارند را تصاحب نمائید. دقیقاً و بلافاصله پس از این آیه است كه اضافه می‌كند: اگر نگران شدید از اینكه نمی‌توانید درباره یتیمان عدالت را برقرار كنید، پس می‌توانید با زنانی‌ كه خوشایند شماست، نكاح (ازدواج) كنید؛ دو تا، سه‌تا و چهارتا. پس اگر ترسیدید كه نمی‌توانید عدالت كنید، پس به یكی اكتفا نمائید، یا آنچه در اختیارتان است. این شیوه نزدیكتر است به اینكه كجروی نكنید.

و حتی در آیه ۱۲۹ همین سوره میفرماید:

وَلَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِیلُوا كُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ ۚ وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِیمًا
شما هرگز نمی‌توانید (از نظر محّبت قلبی) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هر چند کوشش نمایید ولی تمایل خود را بکلّی متوجّه یک طرف نسازید که دیگری به صورت بی تکلیف (معلق) بماند! و اگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است
(سوره النساء آیه ۱۲۹)

اما ممكن است با خواندن آیات بالا این سئوال به ذهن ما خطور كند كه چه ضرورتی داشته است برای حفظ حقوق زنان (مادران و دختران یتیم) حتماً با آنها ازدواج صورت بگیرد؟ و آنهم تا چهار همسر!

مسلّم است كه در روزگار ما چنین حكمی منطقی به نظر نمیرسد، اما در چهارده قرن پیش، به عرب باده‌نشینی كه تا دیروز دختر خود را در خاك می‌كرد و از شنیدن این خبر كه همسرش دختری به دنیا آورده است، خشم و ننگ وجودش را فرا می‌گرفت، چگونه ممكن بود گفته شود همسر بیوه و فرزندان یتیم كسی را كه در جنگ كشته شده است نگهداری كند؟ چگونه ممكن بود در جامعه به سختی فقیر و گرسنه عربستان به كسی تحمیل كرد كه مسئولیت سیر كردن شكم بازماندگان فلان خانواده را بپذیرد؟! ... جز آنكه انگیزه‌ای مثبت برای تشویق و تحریك به این امر ایجادشود و در ازای این تكلیف حقی هم معین گردد..
مسلّم است كه حل مشكل زنان بیوه و فرزندان یتیم آنان، اگر بدون ازدواج امكان پذیر بود ، ساده‌تر و بی دردسرتر می‌شد و به همین دلیل هم در آیه قبل اجرای عدالت میان یتیمان، یعنی تأمین زندگی آنان را بدون مسئله ازدواج مطرح كرده است. امّا از آنجائی كه خداوند با وقوف به واقعیت‌های جوامع بشری از بندگان انتظار ایده‌آلیستی ندارد، اضافه كرده است كه اگر بیم داشتید كه تمایلی ندارید زندگی آنان را اداره نمائید، در این صورت با آنان ازدواج كنید!

سئوال دیگر این است كه چرا چهار تا؟! ... و این حدّ و مرز چه حكمتی دارد؟

اتفاقاً همین حدّ، به دلیل متغیر بودن آن؛ دو تا، سه تا، چهارتا (مثنی و ثلث و رباع) نشان می‌دهد كه حد و مرز تعین شده رابطه‌ای با حل مسئله زنان بیوه و یتیم دارد. همانطور كه پزشك مقدار دارو و تعداد كپسول را به نسبت میزان عفونت در بدن بیمار و نوع میكروب تجویز می‌كند، رقم دو، سه یا چهار تناسب با تعداد زنان بیوه دارد. یعنی اگر تعداد زنان در حدّی بود كه مردانِ دارای امكانات مالی می‌توانستند هر كدام با قبول سرپرستی یكی از آنها مشكل قضیه را حل كنند، فقط داشتن دو زن مجاز بود، و اگر تعداد زنان بیشتر و یا تعداد مردان دارای امكانات كمتر بود، به همین نسبت تا رقم چهار این اجازه توسعه پیدا می‌كند.

نكته مهم این است كه در همان آیه و بدون فاصله اضافه كرده است كه این نسخه مشروط به اجرای عدالت میان زنان است و اگر نگران شدید كه نمیتوانید میان آنان عدالت كنید، فقط به یكی اكتفا نمائید (فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً)

غیر قابل انکار است که هیچ زنی دوست ندارد شوهرش را با زن دیگری تقسیم کند و اسم این را حسادت می‌گذارید یا غیرت، فرقی در واقعیت قضیه نمی‌كند امّا اگر در شرایط زمانی و مكانی ویژه‌ای، به دلیل جنگ یا هر پیشامد فوق‌العاده، چنین امری برای فرد یا جامعه ممكن نبود، آیا ممنوع كردن این كار ظلم به زنان و كودكان بی‌سرپرست (یتیم) محسوب نمی‌شود؟ و خود آنان قیامی علیه این بی‌عدالتی نمی‌كنند؟

و سوال دیگر برای کسانی که به این حکم انتقاد کرده اند این است که چگونه است كه روابط بی‌بند و بار مردان همسردار با زنان متعدد در جوامع غربی امروز چندان واکنش و تعجبی را بر نمی‌انگیزد اما ازدواج رسمی كه در شرایط كاملاً ویژه و محدود به خاطر حفظ حیات و حقوق زنان بیوه و فرزندان یتیم آنان، آن هم در مقطع تاریخی مشخص مجاز شمرده شده است، ظلمی از ناحیه اسلام محسوب می‌شود؟! در حالیكه اوّلی نامحدود، بی‌تعهد، خیانت‌آمیز، غیر قانونی و مخفی است و دوّمی محدود، موظف ،متعهد، به قصد خدمت، قانونی و علنی است و از همه مهمتر، تكلیف فرزندان احتمالی ناشی از آن مشخص است.

به راستی كدام یك كم ضررتر است؟

اما در مورد زنان خود پیامبر که بعضی ها انتقاد میکنند که پیامبر به دلیل هوس بازی خود زنهای مختلف گرفتند٫ در صورتی که این هم یک برداشتی وارونه است. پیامبر در سن جوانی ۲۵ سالگی که معمولا انسان در اوج غریضه جنسی است با زنی ازدواج میکند (خدیجه) که چهل سالش بود و قبلاً دو بار شوهر كرده و با مرگ شوهر بیوه شده بود و دارای فرزندانی هم بود، و پیامبر به مدت بیست و پنج یا بیست و هشت سال با وی زندگی كرد و همسر دیگری نگرفت.

و تمام زنان پیامبر بعد از فوت خدیجه به جز عایشه بیوه بودند. خوب حالا آیا این سوال نیست که اگر پیامبر مردی هوس باز میبود باید در جوانی ازدواج های متعدد میکرد و نه در پیری و و اگر پیامبر شخصی هوس بازی بود باید با زنان جوان ازدواج میکرد نه با زن های پیر و بیوه؟ آیا خود همین جای سوال ندارد که شاید ازدواج های پیامبر دلایل دیگری داشته٫ نه غریضه جنسی؟

و حتی در قران خداوند برای پیامبر نیز در این مورد محدودیت قرار داده و بعد از اینکه خداوند در سوره الاحزاب به او میگوید که با چه زنانی میتواند ازدواج کند٫ بلافاصله در آیه بعد میفرماید:

لَا یَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ یَمِینُكَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَیْءٍ رَقِیبًا
بعد از این دیگر زنی بر تو حلال نیست، و حتی نمی‌توانی همسرانت را به همسران دیگری مبدّل کنی (بعضی را طلاق دهی و همسر دیگری به جای او بگیری) هر چند زیبایی آنها مورد توجّه تو واقع شود، مگر آنچه که بصورت کنیز در ملک تو درآید! و خداوند ناظر و مراقب هر چیز است
(سوره الاحزاب آیه ۵۲)

حالا سوال اینجاست که اگر همینطور که منتقدین میگویند پیامبر هوس باز بوده است و برای خودش در قران حکم میداده تا با زنان متعدد ازدواج کند پس چرا پیامبر همچین حکمی به خودش بدهد که دیگر نتواند ازدواج کند؟؟

هرپدیده ای را باید در زمان و مکان خودش بررسی کرد٫ امروز به خاطر تشکیل شدن دولت ها و سازمانهای حمایتی ازدواج بیشتر جنبه جنسی و عاطفی دارد در صورتی که در آن دوران بیشتر جنبه سرپرستی و اخلاقی داشته است...

والله اعلم



[ پنجشنبه 30 بهمن 1393 ] [ 10:11 ب.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]