تبلیغات
نقطه چین تا خدا

نقطه چین تا خدا

♥ الا بذکــر الله تطمئن القلوب ♥

شل سیلورستاین


من می دونم که تو خوبی

اما می دونم که خیلی خوب نیستی

می دونم که دوست دارم

اما مطمئنم که خیلی دوست ندارم

می دونم که خیلی قشنگی

اما باور دارم که خوشگل تر از تو زیاد هست

می دونم که عاشقتم

ولی اگه یکی پیدا بشه می تونم دوباره عاشق بشم

اما تو نمی دونی که من

گاهی ...

بیشتر وقت ها ...

همیشه ....

دلم واست تنگ می شه





[ شنبه 28 مرداد 1396 ] [ 08:42 ق.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

اوشو

اگر بین قلب و ذهنت

جنگ و جدالی در گرفت ،

فراموش نکن، همیشه حق با قلب توست .

چرا که ذهن توسط جامعه بنا می شود.

ذهن ، حاصل تعلیم و تربیت جامعه است.

جامعه ، ساختار ذهن را به میل خودش شکل میدهد .

ذهن ، هدیه ی زندگی نیست .

اما قلب(منظورم روح است)بکر است.

هدیه ی آفرینش است .

از ازل پاک بوده و تا ابد ، پاک و پاکیزه خواهد ماند...




[ پنجشنبه 26 مرداد 1396 ] [ 08:40 ق.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

چارلز بوکوفسکی


چیزهایی هست خیلی بدتر از تنهایی


اما سالها طول میکشد تا این را بفهمی


وقتی هم که آخر سر میفهمیش


دیگر خیلی دیر شده 


و 


هیچ چیز بدتر از خیلی دیر نیست ...

 





موضوع: عاشقانه، غمگین،

[ چهارشنبه 25 مرداد 1396 ] [ 08:39 ق.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

روزبه معین



آدم ها جدا از عطری که به خودشون می زنن،


عطر دیگه ای هم دارن که اتفاقا تاثیر گذارتر هم هست،


عطر چشم هاشون،


عطر حرف هاشون،


عطری که فقط مختص شخصیت اون هاست


و متاسفانه در هیچ مغازه ی عطر فروشی پیدا نمیشه.





[ سه شنبه 24 مرداد 1396 ] [ 08:32 ق.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

نرم نرمک میرسد بهار

#293زندگی تکرار فرداهای ماست 
میرسد روزی که فردا نیستیم 
آنچه میماند فقط نقش نکوست 
نقشها میماند ولی ما نیستیم



سال 96 مبارک


[ سه شنبه 1 فروردین 1396 ] [ 10:21 ب.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

م مثل مادر

میخندی،
دوست دارم لپ هایت را ناز کنم.
چین های صورتت را بوسه باران کنم،
حتی دوست دارم آن حافظه ی ضعیف را،
که هر روز نامم را میپرسد،تنگ در بغل بگیرم.
خودت نمیدانی اما،
هربار که میخندی،
دنیا را به من میدهند.
آخر میدانی
جهان به اعتبار خنده  ی تو زیباست بهترینم.

#با_ترانه
#دلسپرده
#دل_را_به_خدا_بسپار
@del3porde


میخندی،

دوست دارم لپ هایت را ناز کنم.

چین های صورتت را بوسه باران کنم،

 حتی دوست دارم آن حافظه ی ضعیف را،

که هر روز نامم را میپرسد،تنگ در بغل بگیرم.

 خودت نمیدانی اما،

هربار که میخندی، دنیا را به من میدهند.

 آخر میدانی جهان به اعتبار خنده ی تو زیباست بهترینم.




[ یکشنبه 10 بهمن 1395 ] [ 02:03 ب.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

love



[ یکشنبه 1 فروردین 1395 ] [ 04:36 ب.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

پاداش مومن از نظر جبرئیل



حضرت یوسف (ع) از بالاى قصر جوانى را دید كه با لباسهاى مندرس از كنار قصر عبور مى كرد، جبرئیل به حضرت عرض كرد: این جوان را مى شناسى ؟
حضرت یوسف فرمود: نه .
جبرئیل فرمود: این همان طفلى است كه در گهواره به سخن آمد و نزد عزیز مصر به پاکدامنی و طهارت تو شهادت داد.
حضرت یوسف فرمود: او را بر من حقى است ، پس دستور داد، جوان را آوردند و امر كرد او را لباسهاى فاخر پوشانیدند و انعام زیاد در حق او ارزانى فرمود...
با نگاه به این منظره جبرئیل به خنده آمد !
حضرت یوسف فرمود: آیا احسان ما كم بود كه به نظر تحقیر تبسم كردى

جبرئیل عرض كرد. غرض از خنده من این است تو كه مخلوقى هستى در حق این جوان به واسطه یك شهادت بر حقى كه درباره تو در حال خردسالى و بى اختیاری داده بود این همه احسان كردى ،
پس پروردگار بزرگ در حق کسی که بر توحید و وحدانیت او شهادت داده (و یک عمر بگوید: اشهد ان لا اله الا الله ) چقدر احسان خواهد فرمود ...

خزینة الجواهر مرحوم نهاوندى : ص 631





[ جمعه 26 تیر 1394 ] [ 06:38 ب.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

1394/04/26



[ پنجشنبه 25 تیر 1394 ] [ 11:53 ب.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

چیـزی بـده درویش را


ای نوش کرده نیش را ؛ بی‌خویش کن باخویش را
باخویش کن بی‌خویش را ؛ چیـزی بـده درویش را

تشریف ده عشاق را ؛ پرنـور کن آفـاق را
بـر زهـر زن تـریاق را ؛ چیـزی بـده درویش را

با روی همچون ماه خود ؛ با لطـف مسکین خواه خود
ما را تـو کن همراه خود ؛ چیـزی بـده درویش را

چون جلـوه مـه می‌کنی ؛ وز عشق آگـه می‌کنی
با ما چه همـره می‌کنی ؛ چیـزی بـده درویش را

درویش را چـه بـود نشان ؛ جان و زبان درفشان
نی دلـق صـد پاره کشان ؛ چیـزی بـده درویش را

هم آدم و آن دم تـویی ؛ هم عیسی و مریـم تـویی
هم راز و هم محـرم تـویی ؛ چیـزی بـده درویش را

تلـخ از تـو شیرین می‌شود ؛ کفـر از تـو چون دیـن می‌شود
خـار از تـو نسرین می‌شود ؛ چیـزی بـده درویش را

جان من و جانان من ؛ کفـر من و ایمـان من
سلطان سلطانان من ؛ چیـزی بـده درویش را

ای تـن پـرست بـوالحـزن ؛ در تـن مپیـچ و جان مکن
منگـر بـه تـن بنگـر بـه من ؛ چیـزی بـده درویش را

امروز ای شمـع آن کنـم ؛ بـر نـور تـو جولان کنـم
بـر عشق جان افشان کنم ؛ چیـزی بـده درویش را

امروز گویـم چـون کنـم ؛ یک باره دل را خـون کنـم
وین کار را یک سون کنم ؛ چیـزی بـده درویش را

تـو عیب ما را کیستی ؛ تـو مار یا ماهیستی
خود را بگـو تـو چیستی ؛ چیـزی بـده درویش را

جان را درافکن در عـدم ؛ زیـرا نشایـد ای صنـم
تـو محتشم او محتشم ؛ چیـزی بـده درویش را

مولانا

68893704433165496353.jpg






موضوع: عارفانه، اشعار ناب،

[ چهارشنبه 17 تیر 1394 ] [ 11:53 ق.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

ذکر شیخ ابوعلی دقاق


و می‌گفت :
                       پروردگارا !


ما دیوان خویش به گناه سیاه کردیم و تو موی ما را به روزگار سپید کردی .
ای خالق سیاه و سفید فضل کن و سیاه کرده‌ ما را در کار سپید کرده خویش کن

ذکر شیخ ابوعلی دقاق


حتی شترم سجده میکنه ! بعضی ادما از شترم کمترن ! -  یا الله ، آلبوم مذهبی






موضوع: عارفانه،

[ چهارشنبه 17 تیر 1394 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

رمضان مبارک





[ چهارشنبه 27 خرداد 1394 ] [ 11:53 ب.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

سیدعلی صالحی


ما عشق را درنمی‌یابیم

                              همچون گل

    که عطرِ خویش را ...


سیدعلی صالحی






موضوع: عاشقانه، اشعار ناب،

[ چهارشنبه 13 خرداد 1394 ] [ 02:00 ب.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

سیدعلی صالحی


سَحر در فصل گل
بوی تو آمد ،
خیال بال و پر سوی تو آمد .
در این جمع مبارکْ جانِ مدهوش
به رقص
در آب خواب
روی تو آمد ..
مَه نو بسته گیسو ، سوی دریا
هزاران موج شب
موی تو آمد ..



سیدعلی صالحی







موضوع: عاشقانه، اشعار ناب،

[ چهارشنبه 13 خرداد 1394 ] [ 01:59 ب.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

دوستت میدارم


فرقی ندارد !
                             شرق یـــــا غرب
                                                                   شمـال یــا جنوب

من، تو را به هر جهت دوست دارم هنوز ...






موضوع: عاشقانه، اشعار ناب،

[ چهارشنبه 13 خرداد 1394 ] [ 01:58 ب.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

نزار قبانی


عشق من
مرا بگیر
در پناه بازوانت
عمر عشق
مثل عمر شمع هاست !

گیسوی پریشانت را
بر موهایم رها و
سینه خفته ات را
بالین کن ..

دوستت دارم
فراتر از هر گمانی
و آن سوتر از
هر شوق و شیفتگی ..



نزار قبانی







موضوع: عاشقانه، اشعار ناب،

[ چهارشنبه 13 خرداد 1394 ] [ 01:56 ب.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

نزار قبانی



بانو
عشق تو
نه بازیچه است
نه برگی که در دقایق دلتنگی
مرا به خود سرگرم کند
بانو عشق تو
خرقه یی نیست که آن را
در ایستگاه های میانه ی سفر
بر تن کنم
من ناچارم به عشق تو
تا دریابم که انسانم
نه یک سنگ ..

نزار قبانی






موضوع: اشعار ناب، عاشقانه،

[ چهارشنبه 13 خرداد 1394 ] [ 01:55 ب.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

ممنونم از مهدی



صبــــــر ایوب ندارم که غمـــــــت تاب آرم

آدمم سنگ نیــــــم دست ز تــــــو بردارم

لحظه هر لحظه صدایت نگـــــــــرانم دارد

حالیــــــا خوش بنگر خاکـــــم و باران بارم

هرچه کوشیدم از این دام بیابم صیــــــدی

عقــــــل فریاد برآورد که من هوشیــــــارم

رفتی از دست و به دستت نسپردم دستی

باختــم بی تو و از دایـــره بیــــــــــرون دارم


مهدی محمدخانی





موضوع: عاشقانه، اشعار ناب،

[ چهارشنبه 13 خرداد 1394 ] [ 01:53 ب.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

مادر


مادر ، خودش هم که نباشد ، مادری اش را برای تو می گذارد ..
عشقش را برایت در لبخند دخترکی در گوشه پیاده رو ،
نگرانی اش را برایت در پس داستان پیرمرد راننده ،
دعای خیرش را در دستان لرزان پیرزنی که تاخانه همراهیش کردی ..
مادر خودش هم که نباشد ، مادری اش را پیش تو جامیگذارد ..
حتی اگر دستانش از دنیا کوتاه باشد
حواست باشد ، او حواسش به تو هست ..


http://axgig.com/images/12713246957045809782.jpg




[ یکشنبه 3 خرداد 1394 ] [ 08:40 ب.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]

روحت شاد





ربنا اغفرلی و لوالدی و للمومنین یوم یقوم الحساب{-47-}





[ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 ] [ 08:40 ب.ظ ] [ باران ]

[ نظرات() ]